هم من رو غافلگير كرد و هم رعنا رو ...
اگرچه زود امابيصبرانه منتظرت هستيم مسافر كوچولو...

+ نوشته شده در
4 May 2011ساعت
4:29 PM  توسط امیر
|
كاشكي من و تو بوديم ستاره...
مهتاب ما رو آشتي مي داد با هم دوباره...

+ نوشته شده در
9 Dec 2010ساعت
6:57 PM  توسط امیر
|
دور خواهم شد از اين خاك غريب
كه در آن حس تنفر پيداست
كه در آن مادر پيري تنهاست
و نگاه كج مرد هوسباز هرجاست
....
دور خواهم شد از اين خاك غريب
كه پر از وسوسه و نيرنگ است
وصدايي كه در اين نزديكي است
ناله سرد دل پر درد است
...
دور خواهم شد از اين خاك غريب....

+ نوشته شده در
17 Aug 2010ساعت
5:20 PM  توسط امیر
|
گاهي وقتها با يه رويا ميشه از حادثه رد شد...

+ نوشته شده در
16 Aug 2010ساعت
1:38 PM  توسط امیر
|
انديشيدن به پايان هرچيز شيريني حضورش را تلخ مي كند.
بگذار پايان تو راغافاگير كند درست مثل آغاز...

+ نوشته شده در
18 Apr 2010ساعت
1:38 PM  توسط امیر
|